السيد شبر بن محمد الحويزي المشعشعي
91
الذخيرة في العقبى في مودة ذوي القربى
شوايب تفرقه واختلاف صاف شده بود . إلى أن قال رحمه اللّه : ودامن همّت را به الواث تعلّقات جسماني وأرواث مستلذّات شهوانى نمىآلود ، بلكه هميشه همّت والا نهمت أو بر اكتساب باقيات صالحات ، واقتناء درجات عاليات مقصور بود ، واز أسباب دنيوي به قدر ضرورت اكتفا نموده ، فواضل آن را صرف فضائل ومثوبات اخروى مىفرمود . ولهذا سلاطين مشعشع كه حلقهء أرادت أو در گوش وغاشيهء متابعتش در دوش داشتند ، هرچند منصب جليل القدر صدارت خود را بر أو عرض نمودند قبول نفرمود . وبعد از آن كه سلطان سيد علي بن سلطان محسن مبالغهء بسيار در آن باب نمودند ، آن حضرت قاضى عبد اللّه پسر خواجة حسين مذكور را كه تلميذ وفرزند معنوي أو بود صدر ايشان ساخت ، وخاطر شريف را از وسوسهء تكاليف ايشان پرداخت . إلى أن قال رحمه اللّه : حضرت پادشاه غفران پناه شاه إسماعيل صفوى أنار اللّه برهانه به تسخير ممالك خوزستان متوجّه شدند ، وچون بعد از كشتن سيد على والى خوزستان وتسخير حويزه وقتل عامّ طايفهء مشعشع بي توقّف به شوشتر نزول اجلال فرمودند ، سيد نور اللّه با وجود ضعف وپيرى بيمار بود ، به استقبال آن پادشاه دين پناه اقدام نتوانست نمود ، بنابراين بعض از مفسدان آن ديار به قاضى محمّد كاشى كه صدر آن پادشاه كامكار بود گفتند : كه سيد نور اللّه بيمارى را بهانه ساخته ، وبه واسطهء رابطهاى كه أو را با سلاطين مشعشع بوده از استقبال حضرت پادشاه وزمين بوسى درگاه تقاعد نموده « 1 » . إنتهى ما أردناه ممّا في
--> ( 1 ) مجالس المؤمنين 1 : 519 - 521 .